فکر می کنم
چون از همه برترم
چون می خواهم
چون زنده ام
فکر من تیک تیک ساعت است
فکر من ریتم قلبم است
فکر من موج دریاست
فکرم مرا زنده نگه داشته است پس فکر می کنم و نفس عمیق می کشم و ایده هایم را ماننده
شمشیری در قلبت فرو می کنم.
تو برده من هستی،چون من فکر می کنم.
تمام جهان زیر پاهام له می شود چون فکر می کنم.
مغز من کهکشان است
اندکی از ایده هایم را بگویم،در خودت گم می شوی،سرت را به دیوار می زنی،خودت را آتش می زنی،
آری تو از حسادت اینکار را می کنی.
در هر صورت
تو نمی توانی فکر کنی چون تو مثل یک مرغ ماشینی هستی!
ترسو!
بی فایده!
تقلبی!
تا کی باید منتظره او بهشت لعنتی باشم
ببند دهنتو خدا
نمی خوام کس و شر بشنوم
نمیخوام اون صورت تخمی ادیانت رو ببینم
کفر می گم چون آزادی می خوام
چون به تو اعتقاد ندارم
برو گمشو با اون کس و شر های آسمانیت
وقتی اون قیافت رو دیدم (موقعی که داشتی جلق میزدی) داشتم از خنده می مردم
تو همونی هستی که به پسرانت وعده فاحشه های مست دادی
تا بکنن و بکشن