تبليغاتX
ANATHEMA
خسته شدم از بس شر و ور شما ها رو شنیدم

تا کی باید منتظره او بهشت لعنتی باشم

ببند دهنتو خدا

نمی خوام کس و شر بشنوم

نمیخوام اون صورت تخمی ادیانت رو ببینم

کفر می گم چون آزادی می خوام

چون به تو اعتقاد ندارم

برو گمشو با اون کس و شر های آسمانیت

وقتی اون قیافت رو دیدم (موقعی که داشتی جلق میزدی) داشتم از خنده می مردم

تو همونی هستی که به پسرانت وعده فاحشه های مست دادی 

تا بکنن و بکشن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 23:39  توسط SLAYER  | 

می نوازم,چون زنده ام.

فکر می کنم,چون دیوانه ام.

می نوشم و دود می کنم,چون آرام بگیرم.

می کشم,چون انسانم.

ولی نمی تونم بمیرم

منتظرم...منتظرم تا انتقام بگیرم.

ولی پیداش نمی کنم.

خیلی دوست دارم تا اون صورت تخمیش رو له کنم.

این درد لعنتی ولم نمی کنه

نه...نه...دارم دیوانه می شم,لعنتی...

کجایی کثافت

همه رو به جای تو اشتباه گرفتم.

همه رو کشتم...شخصیتم رو از بین بردم

حالا...انقدر می نوازم تا تو رو پیدا کنم تا اون صورت تخمیت رو له کنم تا دردم از بین برود.

پیدات می کنم...

                       پیدات می کنم...

تو یه فاحشه مستی.

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 17:54  توسط SLAYER  |